فقط کمی توجه و قدردانی می‌توانست زندگی یک روزنامه‌نگار تحقیقی که اعتبار حرفه‌ای خود را وقف مردم شهر کرده بود نجات دهد. «ران پرامبو» درباره شورش‌های «نیوآرک» در ۱۹۶۷ نوشت و از عمق برخوردهای خشونت‌آمیز، مسلحانه و نژادپرستانه پلیس علیه رنگین‌پوستان پرده برداشت.

اولین شب شورش نیوآرک در ۱۹۶۷

نیوآرک طی چند دهه دچار فرسایش و عقب‌افتادگی شده بود. جنایت، فساد، و محرومیت از حق رای باعث شد که مجله هارپر آنرا «بدترین شهر آمریکا» لقب دهد. همین امر سبب شد سفیدپوستان(بویژه آمریکایی‌های ایتالیایی، یهودی وایرلندی) کم‌کم به حاشیه شهر عزیمت کنند و از مرکز شهر و رنگین‌پوستان فاصله بگیرند.

نیوآرک بعد از شورش

پرامبو که با یک زن رنگین‌پوست بنام کرول ازدواج کرده بود، آن‌ها را در آن روزگار، منزوی و بی‌دفاع می‌دید. او با همنشینی و مصاحبت با طبقه کارگر، فروشندگان مواد مخدر و کارگران جنسی در فقیرترین محله‌ها تحقیقات خود را آغاز کرد. جایی که جراحات آن چهار روز، در تن و روح مردمانش حس می‌شد.

پلیس یک شورشی زخمی را دستگیر است

پرامبو در تلاشی مثال‌زدنی گزارش‌های افشاگرانه خود را در قالب یک کتاب با عنوان «دلیلی برای محکومیت نیست؛ کالبدشکافی نیوآرک» منتشر کرد و این عنوان، طعنه‌ای بود به مقامات قضایی برای نادیده گرفتن شواهد و مدارک ارائه شده جنایات پلیس از سوی او.

دلیلی برای محکومیت نیست؛ کالبدشکافی نیوآرک

او برای نوشتن کتابش شبانه‌روز تلاش کرد و گاه و بی‌گاه ازسوی اهالی سفیدپوست و مقامات محلی نیوآرک تهدید به مرگ می‌شد. اما جاه‌طلبی و عطش برای کسب شهرت، او را از فراز و نشیب‌ها عبور داد. همه امید او این بود که توجه همگان را به خود جلب کند و توقع داشت اعطای پولیتزر جایزه‌ای برای قدردانی از او باشد.

مرد بر سر نیروهای گارد و نیروهای پلیس نیوجرسی فریاد می‌کشد

بر خلاف تصور و پیش‌بینی پرامبو کتاب چندان مورد توجه قرار نگرفت و حمایت‌هایی که او مدنظر داشت از وی دریغ شد. بنابراین نقشه‌ای کشید و با هماهنگی یکی از دوستانش یک ترور ساختگی را به نمایش گذاشت؛ به پاهایش شلیک شد و این موضوع برای بالا رفتن آمار فروش کتاب دستاویز شد.

ماشین پورامپو که هدف تیراندازی قرار گرفت

اما حتی نقشه ترور هم نتوانست پرامبو را به پولیتزر نزدیک کند و او سرخورده‌تر از قبل شد. در همان اثنا تلاش کرد با دادن رشوه، به مدارکی از فساد مقامات محلی دست پیدا کند که بعدتر مشخص شد مدارک جعلی بوده و پرامبو به جرم پرداخت رشوه به زندان افتاد.

عکس خانوادگی پورامبو

زندان بود که مسیر زندگی پرامبو را تغییر داد و او را برای جبران سرخوردگی‌ها و ناکامی‌ها به سمت جرم و جنایت منحرف کرد؛ او بعد از زندان نتوانست روزنامه‌نگاری را آنطور که خود می‌پسندید ادامه دهد و کمتر نشریه‌ای حاضر به استخدام او شد.

پرامبو در بازداشت

پرامبو در دزدی و غارت مردم غرق شد و در یکی از سرقت‌ها شخصی را به قتل رساند. خانواده‌اش او را ترک کردند و همزمان مورد سو‌ءقصد قرار گرفت. این‌بار واقعا به او حمله شد و ضارب چند گلوله به سر او شلیک کرد. گرچه جان به در برد اما یکی ازگلوله‌ها هرگز از جمجمه‌اش خارج نشد و او را ناتوان کرد.

پرامبو در سال‌های آخر زندگی

پرامبو به اتهام قتل به زندان افتاد و باقی عمرش را تا لحظه مرگ در حبس به سر برد. او سرانجام در ۲۲ اکتبر ۲۰۰۶ از دنیا رفت.

2 دیدگاه‌ها

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید